عشق تو ای وطن صدباره از پس هر حادثه از اعماق وجود ما شعله میکشد و ما را بر قلهای از آگاهی مینشاند که از حادثهها بزرگتر است.
وطنم شعله داغ تو از دامان ما جدا نیست. ما دست در دست هم، سرود جاودانگی تو را بر لب راندیم، شانه به شانه، قدم به قدم در راه اعتلای تو رفتیم، دل بستیم دوباره به عظمت تو، از شمع امید تو گرم شدیم و در سایه عشق تو دم زدیم. نخستین بار با هم، بی شرم اشک ریختیم، تا سحر چشم بر هم نگذاشتیم. منتظر ماندیم تا صبح دولت تو بدمد، تا سینههامان در احتزار پرچم پاک تو پر از غرور شود.
به نام تو خاطرات همهتلخ را به دست فراموشی سپردیم، به هم-دیگر اعتماد کردیم. به خاطر وفای به تو ای وطن، به نام و خوی و دین تو، تهمتها را به جان خریدیدم، زهرخندها را با شاخهای از گل و لبخند پاسخ گفتیم.
ما در این کارزار آموختیم عشق را و دوستداشتن را و صبوری را و امید را و دل در گرو تو نهادن را. چه گوهری بود این که در اعماق وجود ما خاموش آرمیده بود و از یاد رفته بود!
اینک، در این هنگامه که بند بند دلهای ما به هم بسته است، هیچ اهریمنی را پروای آن نیست که دستهای این پیوند را از هم بگسلد. من با تو هم سرنوشتم ای وطن، هیچ دیو و ددی را رخصت نمی دهیم که بین ما دوزخ اندازد. نهنگ دل من بر این طوفان نیز خواهد خروشید. ای وطن، خون من، بین من و تو هیچ فاصله ای نیست.
هیچ کس جسورتر از مظلوم نیست
علی ابن ابی طالب
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|